دختر آریایــی
درووود امیدوارم هنوز باشن کسایی که این وبلاگ و قابل بدونن و بهش سرکشی کنن امشب بعد از1سال به پاتوق قدیمیم سرزدم اونم به سفارش دوست عزیزم. شرایط روحیم،.... راحتتر بگم یه جورایی زندگیم توی پست ترین وگودترین حالت ممکنه دوست نداشتم وبلاگم تا این حدبه شرایط شخصیم برسه ولی واقعا واسم دعا کنید ممنونم اینم پست دلنشینم.. مرا ببوس، مرا ببوس برای آخرین بار
...
تو رو خدا نگهدار
که میروم به سوی سرنوشت
بهارما گذشته
گذشته ها گذشته
برم به جست و جوی سرنوشت
در میان کوههان، آن ،پیمان با قایقرانها
گذشته از جان، باید بگذشت از طوفانها
به نیمه شبها، دارم با یارم پیمان ها
که برفروزم آتشها در کوهستانها
شب سیاه ،سفرکنم، ز پیرها گذر کنم
نگه کن ای گل من
........

