دختر آریایــی

دل من, در دل شب خواب پروانه شدن می بیند...

اولین روز بارونی رو یادت میاد؟

غافلگیر شدیم ،

چتر نداشتیم

خندیدیم

دویدیم

و به شالاپ شلوپ های گل آلود، عشق ورزیدیم..


دومین روز بارانی چطور؟

پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم ،

سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود..
و سومین روز چطور؟ 

گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری،

 

 چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد.. 

و چند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟ 

که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم؟

 

فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم...

 

 تنها برو...

"دکتر علی شریعتی"


ادامه مطلب
| سه‌شنبه ۸ فروردین ۱۳٩۱ | ٢:٠۳ ‎ق.ظ | فاضلی فارسانی نظرات () |

Design By : shotSkin.com